به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، شرکت سایپا در ششماهه نخست امسال با تشدید زیان در سطوح مختلف عملیاتی و مالی مواجه شد؛ بهطوری که زیان ناخالص شرکت به ۲۳همت، زیان عملیاتی به ۲۷ همت و زیان خالص به حدود ۳۳ همت رسید. همزمان، زیان انباشته شرکت در پایان شهریور از مرز یکهزار و ۲۹۶ همت عبور کرد و به حدود ۸۰ درصد سرمایه ثبتشده رسید. این ارقام از افزایش فشار بر سودآوری و تضعیف ظرفیت مالی یکی از خودروسازان بزرگ کشور حکایت دارد.
سایپا در ششماهه نخست امسال بیش از ۳۳ همت زیان شناسایی کرده است؛ که نسبت به 6 همت سال قبل پنج برابر رشد کرده است.
این تحول در حالی رخ داده است که درآمدهای عملیاتی سایپا با کاهش ۲۶ درصدی از ۴۹ همت در ششماهه نخست سال گذشته به ۳۶ همت در سال ۱۴۰۵ رسیده است. بنابراین، درآمد شرکت نهتنها کاهش یافته، بلکه دیگر توان پوشش هزینههای مستقیم تولید را نیز نداشته است. همین وضعیت، زیان ناخالص و سپس زیان عملیاتی را افزایش داده و در نهایت به ثبت زیان خالص سنگین منجر شده است.
زیان ناخالص؛ شکاف میان فروش و هزینه
در نیمه نخست امسال، درآمد عملیاتی سایپا حدود ۳۶ همت بود، در حالی که بهای تمامشده به حدود ۵۹ همت رسید، به بیان دیگر، شرکت در برابر هر ۱۰۰ ریال درآمد عملیاتی، حدود ۱۶۴ ریال بهای تمامشده ثبت کرده است.
این نسبت نشان میدهد که مشکل سایپا پیش از محاسبه هزینههای اداری، عمومی و مالی نیز جدی بوده است. در چنین شرایطی، حتی کاهش هزینههای مالی یا درآمدزایی از محل داراییها بهتنهایی نمیتواند مسئله اصلی را حل کند؛ زیرا نخست باید شکاف میان درآمد فروش و هزینه تولید کاهش یابد.
با این حال، صورت سود و زیان بهتنهایی مشخص نمیکند که چه میزان از این وضعیت ناشی از قیمت فروش، حجم تولید، ترکیب محصولات، هزینه قطعات و مواد اولیه یا سایر عوامل عملیاتی بوده است. برای تعیین سهم هر عامل، بررسی گزارشهای تولید و فروش و جزئیات هزینههای تولید ضروری است.
زیان عملیاتی ۲۷ همتی
زیان عملیاتی سایپا در ششماهه نخست سال ۱۴۰۵ به بیش از ۲۷ همت رسیده است؛ در حالی که این رقم در دوره مشابه سال قبل حدود ۸۳۰ میلیارد بوده است بنابراین، زیان عملیاتی شرکت بیش از ۳۰ برابر شده است.
در همین دوره، هزینههای فروش، اداری و عمومی با افزایش حدود ۸ درصدی به ۴.۸ همت رسید و سایر درآمدهای شرکت نیز با اُفت حدود ۶۰ درصدی به ۱.۸ همت کاهش یافت. ترکیب زیان ناخالص سنگین، هزینههای عمومی و کاهش سایر درآمدها، امکان جبران ضعف عملکرد اصلی شرکت را محدود کرده است.
از این منظر، افزایش زیان عملیاتی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد مشکل صرفاً به نحوه تأمین مالی یا هزینه بدهیها مربوط نیست و خود فعالیت اصلی شرکت نیز زیاندهتر شده است.
مجموع این شاخصها نشان میدهد که چالش سایپا تنها به ثبت زیان در یک دوره مالی محدود نیست؛ بلکه فاصله میان درآمد فروش و هزینه تولید، افزایش هزینههای تأمین مالی و انباشت زیانها، ظرفیت مالی شرکت را تحت فشار قرار دادهاند.
در نهایت، نسبت حدود ۸۰ درصدی زیان انباشته به سرمایه، هشداری مهم درباره شدت زیانهای انباشتهشده سایپا است؛ اما بهتنهایی به معنای تحقق شرایط قانونی ورشکستگی یا شمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت نیست. برای اظهارنظر حقوقی دقیق در این زمینه، باید مبنای محاسبه زیانهای منظورشده در قانون و وضعیت حقوق مالکانه شرکت مطابق ضوابط مربوط بررسی شود.
وضعیت سهامداران هم بهتر از این نیست. زیان شناساییشده به ازای هر سهم خساپا در ششماهه امسال به ۲۰ تومان رسیده؛ در حالی که این رقم در دوره مشابه سال قبل ۴ تومان بود. به این ترتیب، زیان هر سهم در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته پنج برابر شده است. البته این روند بهتنهایی برای پیشبینی قطعی عملکرد نیمه دوم سال کافی نیست، اما نشان میدهد چرا ادامه این وضعیت میتواند برای سهامداران نگرانکننده باشد.
مسئله فقط زیان یک شرکت نیست
وقتی یکی از بزرگترین خودروسازان کشور، با سابقه طولانی و سهم قابلتوجه از بازار، به چنین وضعیتی میرسد، نمیتوان موضوع را صرفاً به عملکرد یک شرکت محدود کرد. این اعداد پرسشهای جدیتری را درباره ساختار صنعت خودرو، نحوه قیمتگذاری، هزینههای تولید، بهرهوری و میزان رقابت در بازار مطرح میکنند.
بازاری که در آن رقابت مؤثر محدود باشد، ممکن است انگیزه خودروساز برای کاهش هزینهها، بهبود کیفیت و جلب رضایت مشتری را تضعیف کند. البته نمیتوان تمام زیان سایپا را صرفاً به انحصار نسبت داد؛ هزینههای مالی، ساختار هزینهها، محدودیتهای تولید و تأمین قطعات و تصمیمهای مدیریتی هم میتوانند در عملکرد شرکت نقش داشته باشند. با این حال، نتیجه برای مصرفکننده و سهامدار چندان تفاوتی ندارد: یکی با محدودیت انتخاب و مسئله قیمت و کیفیت روبهروست و دیگری زیان شرکتی را تحمل میکند که انتظار میرود از محل فعالیت اصلی خود درآمدزایی کند.
واگذاری؛ راهحل یا صرفاً تغییر مالک؟
مدتهاست که موضوع واگذاری سایپا مطرح شده و این واگذاری میتواند فرصتی برای بازنگری در ساختار مدیریتی و اقتصادی شرکت باشد. ورود مالک جدید، در صورتی که با مدیریت حرفهایتر، تأمین منابع مالی و برنامهای روشن برای اصلاح ساختار شرکت همراه شود، میتواند به بهبود بهرهوری و کنترل هزینهها کمک کند. اما یک نکته را نباید نادیده گرفت: واگذاری بهخودیخود به معنای نجات یک شرکت زیانده نیست.
مسئله اصلی این است که چه کسی سایپا را تحویل میگیرد و با چه برنامهای قرار است آن را اداره کند. خریدار باید علاوه بر توان مالی، از اهلیت صنعتی و مدیریتی برخوردار باشد و بتواند برای کاهش هزینههای تولید، اصلاح ساختار مالی، بهبود زنجیره تأمین و ارتقای کیفیت محصولات برنامهای عملیاتی ارائه دهد. صرف خرید سهام و تغییر نام مالک، بدون ایجاد تحول در شیوه اداره شرکت، تضمینی برای بهبود عملکرد نخواهد بود.
از سوی دیگر، نحوه واگذاری هم اهمیت زیادی دارد. شفافیت در فرایند فروش، قیمتگذاری منصفانه، مشخصبودن تعهدات خریدار و نظارت بر اجرای برنامههای اصلاحی، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر نتیجه این فرایند اثر بگذارند. اگر این موارد جدی گرفته نشوند، حتی واگذاری به بخش خصوصی هم لزوماً به افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت مالی منجر نخواهد شد.
نکته مهم دیگر، رقابت در بازار خودروست. اگر قرار باشد مالکیت تغییر کند، اما محدودیتهای رقابتی، موانع ورود بازیگران جدید و مشکلات ساختاری بازار همچنان پابرجا بمانند، نمیتوان انتظار داشت تمام مسائل سایپا با یک تصمیم حل شوند. خصوصیسازی زمانی میتواند به نتیجه برسد که در کنار تغییر مالکیت، زمینه برای رقابت مؤثرتر، پاسخگویی مدیریتی و بهبود واقعی کیفیت و قیمت فراهم شود.
گزارش ششماهه سایپا نشان میدهد که ادامه وضعیت فعلی میتواند هزینه سنگینی برای شرکت و سهامداران آن داشته باشد. افت درآمد، افزایش نسبت زیان به درآمد عملیاتی و پنجبرابرشدن زیان هر سهم نسبت به دوره مشابه سال قبل، نشانههایی هستند که نمیتوان بهسادگی از کنار آنها گذشت.
با این حال، راه نجات سایپا صرفاً در واگذاری خلاصه نمیشود. آنچه اهمیت دارد، کیفیت این واگذاری و برنامهای است که پس از آن اجرا خواهد شد.
نظر شما